کارگاه داستان و کانون داستان نیم دایره

.نویسنده تنها نیمی از داستان را روایت می کند، و خواننده خود نیم دیگر را می آفریند

 

سلام...

گزارش نقد داستان پسر معمولی

باز هم به روال گذشته، جلسه ای با یک نقد داستان حرفه ای داشتیم. در این جلسه در مورد پیش فرض های شکسته شده در داستان صحبت کردیم.

در ابتدا در مورد این که آیا به چنین متن هایی می شود داستان گفت یا نه صحبت کردیم. که به خاطر این که نویسنده اصرار زیادی به داستان گفتن نداشته و بیشتر تلاشش را برای شکستن پیش فرض های معمول در داستان و زندگی بوده، بنابراین کمی از حالت داستانی خارج شده است.

داستان مخلوطی از رئال و فانتزی یا علمی تخیلی است. که البته از زبان کسی گفته می شود که کمترین هوش را در بین نابغه های خانه دارد. و بیشتر شبیه کودک راوی شده است.

نویسنده در این داستان، دو بار پیش فرض های ساخته شده در ذهن مخاطب را می شکند. ابتدا زمانی که داستان شروع می شود. در نیمه ابتدایی داستان، نویسنده قصد دارد تمام پیش فرض های ذهنی در مورد خانه، یک خانواده معمولی، زندگی مردم در بین اجتماع و باقی مسائل را به هم بریزد. که با توصیف هایی که از خانه و رفتار خانواده اش می کند به این هدفش نزدیک می شود.

در نیمه دوم داستان، راوی است که سعی دارد پیش فرض های ساخته شده توسط خانواده اش را به هم بریزد و با کار کردن در جایی که مادرش به او هشدار داده این ها دشمنان ما هستند، و خوردن غذاهایی غیر از ساردین که غذای همیشگی خانه آنها بوده، خرید ماشین و باقی مسائل، آنها را زیر پا می گذارد.

داستان از نظر خلاقیت، داستانی قوی و در خور توجه است.

 

تمرین برای هفته بعد

سعی ما بر این است که با توجه به داستانی که خوانده شده، تمرینی را نیز انجام بدهیم. این بار توصیف دو روز از یک شخصیت واحد، که تمام رفتارهای روز اول، با تمام رفتارهای روز دوم متفاوت و حتی متضاد باشد.

 

 


نویسنده : مصطفی مردانی mostafa mardani ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸٩/۳/۱٦
تگ های این مطلب:کارگاه داستان ¡تگ های این مطلب:پسر معمولی ¡تگ های این مطلب:تمرین داستان نویسی ¡تگ های این مطلب:نقد داستان