کارگاه داستان و کانون داستان نیم دایره

.نویسنده تنها نیمی از داستان را روایت می کند، و خواننده خود نیم دیگر را می آفریند

 

هر ایده ای که در ابتدا مضحک به نظر نرسد، ایده خوبی نیست.

آلبرت انیشتین

 

سلام...

نیم دایره چهارم را هم در خاوران برگزار کردیم. جلسه چهارم نیم دایره و جلسه دوم آموزش ویراستاری توسط خانم تهمینه رستمی.

http//dasta.persianblog.ir 

جلسه اول در مورد کتاب های مرجع و علایم مرسوم در ویراستاری صحبت کردیم.

اما جلسه دوم:

در این جلسه ابتدا به بررسی انواع زبان پرداختیم. دو زبان نوشتار و گفتار را به بخش های زیر تقسیم کردیم.

نوشتار: ادبی(مهجور، مهذب و مصنوع)، اداری (قضایی، تجاری) و معیار

گفتار: شکسته، محاوره شامل عامیانه مرتبه 1 (عامیانه ساده) و عامیانه مرتبه 2 (چاله میدانی، لاتی و جاهلی)

مثال: فعل فرار کردن را برای هر کدام از این زبان ها استفاده می کنیم.

ادبی مهجور: گریخت

ادبی مهذب: پا به فرار نهاد.

ادبی مصنوع (شاعرانه، موزون، آهنگین) : فرار را بر قرار ترجیح داد.

اداری: متواری شد.

معیار: فرار کرد.

 

گفتار شکسته: فرار کرد مثال خوبی نیست. مثلاً جمله «من باران را دوست دارم» تبدیل به «من بارون رو دوس دارم» در حالت شکسته می شود.

گفتار محاوره: شکسته با سالم بودن کلمات دلیلی برای محاوره بودن جمله نیست. مثلاً جمله بالا در حالت شکسته هم می تواند به زبان معیار باشد. اما همان جمله اگر به حالت «من باران را دوستش دارم» نوشته شود حالت محاوره می گیرد. در محاوره ساختار جمله جابجا می شود، حروف اضافه در بسیاری از موارد حذف می شوند و از کلمات عامیانه تری هم استفاده می شود.

مثال:

معیار: من هر روز از مدرسه فرار می کنم و به خانه می آیم.

شکسته: من هر روز از مدرسه فرار می کنم و به خونه میام.

عامیانه مرتبه یک: هر روز از مدرسه در می رم، میام خونه.

عامیانه مرتبه دو: ما هر روز مدرسه رو می پیچونیم، میایم خونه.

استفاده از این زبان ها، بنا به فضای داستان، نقش و لحن داستان کاربرد متفاوتی دارد. مثلاً اگر شخصیت داستان ما از قشر بسیار پایین دست جامعه باشد، از زبان گفتار عامیانه مرتبه 2 استفاده می شود و اگر قرار است در داستان نامه ای خطاب به شخص والایی نوشته شود، از زبان اداری استفاده می کنیم. مثال برای این زبان ها گفته شده است.

 

 

علایم سجاوندی:

چند تا از علایم سجاوندی را به صورت زیر بررسی کردیم. و کاربردشان را هم نوشتیم

نقطه:

1. در انتهای جمله خبری و معمولی

2. بین حروف اختصاری: ه.ش

3. بین مخفف کلمات: ه. ا. سایه

4. جلوی اعداد برای رعایت ترتیب: 1. 2. 3. و الف. ب. ...

 

ویرگول یا کاما

1. برای مکث کوتاه

2. به جای علامت تعجب جلوی اسامی خاص: علی، به جای علی!

3. دو طرف جمله معترضه، توضیحی و دعایی به جای خط تیره: سعدی، خدایش بیامرزد، در سال ...

4. بین کلمات هم پایه جمله و به جای حرف اضافه «و»: علی، حسن و حسین از مدرسه آمدند.

 

نقطه ویرگول

نقطه ویرگول برای مکثی به کار می رود که نه کوتاه است و نه طولانی.

1. ابتدای جمله ای که توضیح جمله بعد است: دستش را گرفتم؛ سرد بود.

2. به جای ویرگول در انتهای کلمات هم پایه جمله: علی، حسن، حسین؛ از مدرسه آمدند.

 

سه نقطه:

1. برای حذف کلمات: علی و حسن و... از مدرسه آمدند.

2. به جای کلماتی که گفتنشان جایز نیست. هر چی فحش ... و... به ما داد.

3. به جای کلمه الله. بسم ا...

 

داستان خوانی:

در انتها نیز خانم عطیه مؤمنی و خانم مرادیان داستان هایشان را خواندند و در موردشان صحبت شد. فرصت برای صحبت در مورد کتاب هایی که خواندیم نیز فراهم نشد. داستان دارای عناصر رئالیسم اجتماعی بود و زبان داستان زبان نسبتاً مناسبی نبود. در مورد ایستایی و پویایی داستان و شخصیت هایش هم صحبتی شد که تا ساعت 7:15 عصر ادامه داشت.

 

تمرین برای جلسه بعد کارگاه:

از یکی از اشیای اتاق استفاده غیر عادی بشود، به طوری که معمای داستان را حل یا گره داستان را باز کند.


نویسنده : مصطفی مردانی mostafa mardani ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸۸/۸/٢۸
تگ های این مطلب:کارگاه داستان ¡تگ های این مطلب:علایم سجاوندی ¡تگ های این مطلب:زبان های نوشتار و گفتار ¡تگ های این مطلب:گزارش کارگاه