کارگاه داستان و کانون داستان نیم دایره

.نویسنده تنها نیمی از داستان را روایت می کند، و خواننده خود نیم دیگر را می آفریند

نیم دایره ای دیگر، در روز چهارشنبه 15 بهمن ماه، در ساعت 16:30 تا 18:30 در فرهنگسرای خاوران، طبقه دوم، سالن اجتماعات کانون ها؛ برگزار کردیم. این کارگاه داستان برای عموم آزاد است. اطلاعات بیشتر برای حضور در نیم دایره را از طریق همین وبلاگ پیگیری نمایید. شرایط جدیدی برای حضور در کارگاه خواهیم داشت.

 

برنامه هفته بعد:

بررسی اجمالی بر مکاتب ادبی توسط خانم رسپینا مرادیان. (جلسه اول)

داستان خوانی توسط حاضرین در کارگاه

 

نقد داستان «یک روز خوش برای موز ماهی» اثر «جروم دیوید سالینجر»

سالینجر را دیگر باید نویسنده فقید دانست. نویسنده ای که در هفته گذشته در سن 91 سالگی در گذشت. و 22 رمان چاپ نشده از خودش به جای گذاشت. جلسه ما با نقدی از داستان های کوتاه این نویسنده شروع شد.

لینک داستان در پست قبل:

http://nimdayereh.persianblog.ir/post/22/

در ابتدا در مورد زبان و ترجمه اثر صحبت شد که به دلیل ویژگی های زبانی خاص سالینجر در این داستان، به نظر می رسید که مترجم توان ترجمه به جا و درست اصطلاحات، لهجه ها و دیالوگ ها را نداشته است. به همین دلیل دیالوگ ها کمی کش دار، خسته کننده و دور از ذهن به نظر می رسند.

اما نکته مثبت این داستان سالینجر، دیالوگ های موجز، تکنیکی و کامل کننده است. دیالوگ های ابتدایی داستان به همراه فضاسازی و استفاده از محیط داستان، به خوبی کلافگی دختر از این چند وقت را نشان می دهد. صحبت هایی که مادر برای چندین و چند بار تکرار کرده و دختر (میوریل) از روی کلافگی فقط سعی می کند جلوی حرکت زنجیروار صحبت های مادر را بگیرد و نمی تواند. این بحث هم به ما اطلاع می دهد که شخص سومی هم حضور دارد که نشانه های خوبی از لحاظ روانی ندارد. و آن کسی نیست جز سیمور گلاس.

سیمور، انگار که دیگران را کلافه کرده باشد و خودش هم از این زندگی کلافه شده باشد، به لب دریا می رود تا هوایی تازه کند. با دختر کوچکی به اسم سیبل کارپنتر به لب ساحل می روند و در مورد موزماهی صحبت می کنند. دیالوگ هایی که بین آنها رد و بدل می شود هم بّعدی دیگر از شخصیت سیمور را نمایان می کند. تا خودکشی پایانی سیمور، حقیقت مانندی بیشتری به خود بگیرد.

 

چرا سیمور گلاس خودکشی می کند؟!

اگر به نشانه هایی که از ابتدای داستان به خواننده داده می شود، خودکشی سیمور، طبیعی و در روند داستان خواهد بود. نشانه های چیستند؟

اولین نشانه ها در صحبت های میوریل با مادرش در مورد داماد حواس پرت و سر به هوایی است که نوع خاصی از زندگی را برای خودش انتخاب کرده است. این نشانه ها وقتی با سیمور و سیبل به لب دریا می رویم بیشتر می شوند. اشاره واضح سیمور به موزماهی و این که آن قدر می خورند تا توی سوراخ گیر می کنند یکی از این نشانه هاست. سیمور سرش را مثل یک ماهی زیر آب فرو می برد تا خودکشی کرده باشد. و یا این که مثل یک موز ماهی توی سوراخ گیر کند و بمیرد. کلافگی او در آسانسور از این که به پاهای او خیره شده اند و کلافگی میوریل از این وضعیت، نشانه هایی است که سیمور، دست به یک خودکشی دیگرخواهانه بزند.

در داستان های سالینجر، باید به نشانه ها و دیالوگ هایی که بین شخصیت ها رد و بدل می شود، توجه ویژه ای داشت.

روحش شاد.

 

داستانی از مجید جنگی زهی:

نیمه باقی مانده کلاس را هم با داستانی از مجید جنگی زهی ادامه دادیم. در این داستان، مجید جنگی زهی با نشانه هایی از ویار زن، اتفاقات زن و شوهر طبقه بالا و حسرت خودش از تختی که سر و صدا می کند و همسرش که روی آن خوابیده، به نوعی بازی با نشانه ها و رساندن هدفی دیگر بود. این داستان از زاویه دید اول شخص و به صورت تک گویی بیرونی نوشته شده بود.

 

 


نویسنده : مصطفی مردانی mostafa mardani ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸۸/۱۱/۱٦
تگ های این مطلب:نقد داستان ¡تگ های این مطلب:فرهنگسرای خاوران ¡تگ های این مطلب:جروم دیوید سالینجر ¡تگ های این مطلب:یک روز خوش برای موز ماهی


یک روز خوش برای موز ماهی

برگردان احمد گلشیری.

 

این داستان از کتاب دل تنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم نوشته جروم دیوید سالینجر گرفته شده و برای نقد در کارگاه داستان نیم دایره در 15 بهمن ماه سال 88 انتخاب شده است.

گزارش جلسه نقد آن بعد از برگزاری را حتماً اینجا می گذاریم.

 


نویسنده : مصطفی مردانی mostafa mardani ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳۸۸/۱۱/٧
تگ های این مطلب:کارگاه داستان ¡تگ های این مطلب:جروم دیوید سالینجر ¡تگ های این مطلب:یک روز خوش برای موز ماهی ¡تگ های این مطلب:نقد داستان حرفه ای